حسين بن حسن خوارزمي
43
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
شيخ صدر الدين أيّدنا اللّه بنوره المبين در « اعجاز البيان في تفسير ام القرآن » « 1 » در بيان عدم مساعدت آلات در توضيح اين حالات آورده است كه قواى نشأت انسانى كه مبناى اظهار اين معانيست ، ضعيفتر است از آنكه مدركات نفس عارف را در مقام مشاهده و تجريد و مجاهده و تفريد از حضرت پروردگار مجيد ، بر وفق مشاهده تقرير يا توضيح و تعبير تواند كرد ، و لهذا بعد از رجوع به عالم شهادت مستحضر نيست مگر كليّات مشاهدات و بعض جزئيات را لعدم مساعدة القوى الطّبيعيّة و قصورها عن مدى مدارك البصيرة و ضيق فلكها بالنسبة إلى فسيح مسرح النفس وسعة دايرة مرتبتها في حضرة القدس . و حال عارف را تشبيه كرده است به حالت مرتعش كه علم كتابت را نيكو مىداند اما به سبب عدم مساعدت آلات قادر نيست بر اظهار معلوم خود بيت : اى خدا بنما تو جان را آن مقام * كاندرو بىحرف مىرويد كلام « 2 » اين بود كشف و سرّ بعضى از « به دو و ايجاد » . اكنون شروع كنيم به بيان طرق « مبدأ و معاد » : بدانكه اگرچه آيت و لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً بر آن تقدير كه هاى « منها » ضميرى باشد راجع به « شرعة » و « جا » فعل ماضى باشد وارد به تسهيل « 3 » ، چنانك در فصوص منصوص است « 4 » دلالت مىكند بر آنكه طريق « مبدأ » و « معاد » هر احدى يكى باشد ، و لفظ رجوع نيز كه در آيات واقع شده
--> ( 1 ) - اين تفسير عظيم الشأن در حيدرآباد دكن هند ، و در مصر به طبع رسيده است ؛ عبارت منقول از آن در متن : « و قصورها عن مدى مدارك البصيرة . . . » در هر دو نسخه مطبوع به إفراد مدرك است : « مدرك البصيرة » ( چاپ مصر - ص 227 ، و چاپ حيدرآباد - ص 119 ) . ( 2 ) - بيتى از دفتر اول مثنوى عارف رومى است ( ص 17 - س 8 - چاپ علاء الدوله - ) ( 3 ) - مقصود از تسهيل ، تخفيف است . يعنى « جا » فعل ماضى مخفف « جاء » در اين آيه قرآن كريم وارد شده است نه اينكه منهاج يك كلمه باشد و از « نهج » مشتق باشد چنان كه معراج از « عرج » . ( 4 ) - به فص موسوى و شرح قيصرى بر آن رجوع شود ( چاپ ناصرى - ص 453 ) : « كذلك علم الشرائع كما قال لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً اى طريقا ، وَ مِنْهاجاً أى من تلك الطريقة جاء ، فكأن هذا القول اشارة الى الأصل الذي منه جاء .